شعر را زندگی کن
خلوتی با نشاط اصفهانی

شمارهٔ ۲۶۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
سرم خوش است برآنم که از سر مستیسری بر آورم از جیب و زاستین دستی
۲
هوای سرکشی و لاف عاشقی حاشاکه سیل ره نبرد جز بجانب پستی
۳
جمال روی تو راز دل منست مگرکه آشکار نشد تا که پرده بر بستی
۴
زهی کریم و خداوند و کردگار حلیمکه از تو هر چه بریدم تو باز پیوستی
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth