خلوتی با طغرل احراری
شمارهٔ ۲۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آفرین شست خدنگ چشم زهگیر تو راکز دو صد دل بگذراند ناوک تیر تو را!
۲
بند سودای غم یوسف زلیخا کی شدیگر بدیدی پیچ و تاب زلف زنجیر تو را؟!
۳
رمز سامان تغافل آنقدر فهمیدهامکرده استاد ازل از نام تخمیر تو را!
۴
جان کند بهزاد از راه تحیر تا ابدهرکجا بیند اگر او نقش تصویر تو را!
صفحهٔ ۱ از ۳