شعر را زندگی کن
خلوتی با طغرل احراری

شمارهٔ ۹۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
سرو من باز آ که تا سرو خرامان بینمتهر طرف جولان نما تا مست جولان بینمت!
۲
شد دلم پروانه اندر آتش شمع رختکز فروغ چهره بر آن رو چراغان بینمت
۳
خاک شد در راه عشقت همچو من بسیار کساز غبار عاشقان گردی به دامان بینمت!
۴
نیست جز خاک درت دارالشفای خستگانمرهمی در التیام زخم هجران بینمت!
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth