شعر را زندگی کن
خلوتی با طغرل احراری

شمارهٔ ۹۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
می‌کنم جان در غم او کندن جانم عبثدر وفایش عهد کردم عهد و پیمانم عبث!
۲
ناله‌ام بشنید و تأثیری به گوش او نکرداز فراقش گریه و فریاد و افغانم عبث!
۳
دانه اشکم نشد سرسبز در باغ امیددر رهش شد قطره‌های چشم گریانم عبث
۴
نیست از عشقش مرا سرمایه جز سامان غملیک در هجران او تمهید سامانم عبث!
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth