خلوتی با طغرل احراری
شمارهٔ ۱۰۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گرچه در میخانه بر لب خندهها دارد قدحچشم عبرت سوی این بزم فنا دارد قدح
۲
در جهان صد شور از یک جام تقسیم ازلهیچ میدانی که اندر دل چهها دارد قدح؟!
۳
در سلوک عشق اندر عشرتآباد جهانکی به جز پیر صراحی مقتدا دارد قدح؟!
۴
بس که سر تا پای دنیا دامگاه آفت استبر شکست رنگ عشرت مومیا دارد قدح
صفحهٔ ۱ از ۲