شعر را زندگی کن
خلوتی با طغرل احراری

شمارهٔ ۱۰۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
باز از رنگ حنا شد پنجه دلدار سرخرنگ دامان شفق آمد کنون پیکار سرخ
۲
عالمی دارد خیال زخم تیغ ابرویشکاش از خونم بود آن تیغ جوهردار سرخ!
۳
هرکجا گر نغمه زیر و بم لعلش بودناخن مطرب شود از پرده آن تار سرخ
۴
سوی ما دارد خرام آن رشک گلزار ارمگلشن ما را بود امروز برگ و بار سرخ
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth