شعر را زندگی کن
خلوتی با طغرل احراری

شمارهٔ ۱۰۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ندانم ساغر عشرت کرا سرشار می‌گرددکه امشب چشم ساقی چون قدح بیدار می‌گردد!
۲
رگ دست مریض عشق دارد شوخی دیگرفلاطون از خمار نبض او بیمار می‌گردد
۳
بلندی‌های سرو از پستی اقبال قمری شدنباشد آه بلبل در چمن گل خوار می‌گردد
۴
خیال طره لیلی بود زنجیر پای اواگر مجنون ما در کوچه و بازار می‌گردد
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth