خلوتی با طغرل احراری
شمارهٔ ۱۰۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
اگر آیینه بر روی تو عرض مدعا داردز دست صورتت زنجیر حیرانی به پا دارد
۲
عصای قامت پیریست یاد سرو آزادتچو من هر کس به یاد ابرویت قد دوتا دارد
۳
ره عشق است از دل دست میباید تو را شستنکه یاد سوزن مژگان او خاری به پا دارد
۴
نباشد لنگری غیر از تو کل کشتی او راکه در موج تلاطم جز خدا کی ناخدا دارد؟!
صفحهٔ ۱ از ۳