شعر را زندگی کن
خلوتی با طغرل احراری

شمارهٔ ۱۱۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آتش عشق که خاکم تحفه بر باد آوردننگ هستی آبروی نیستی یاد آورد؟!
۲
خامه می‌لغزد ز دستش از کمال لاغریصورت ما بر قلم هرگه که بهزاد آورد
۳
حلقه کن دام امید از حلقه گیسوی اوتا قضا نخچیر ما در دام صیاد آورد
۴
سر خط ما را سفیدی نیست این بخت سیهشادکامی را کجا در طبع ناشاد آورد؟!
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth