خلوتی با طغرل احراری
شمارهٔ ۱۴۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
یاد ایامی که هر دم با منت پیغام بودشهد مضمون حدیث دلکشت در کام بود!
۲
دم به دم ساعت به ساعت از نوید نامهاتطرف گلزار خیال من بهار ایام بود
۳
از کلامت «واصبر واتفسیر» میکردم مداماضطراب مرغ دل در حقله آرام بود
۴
میکشیدم صید عشرت را به قلاب خطتپیچ و تاب موج مکتوبت کمند دام بود
صفحهٔ ۱ از ۲