خلوتی با طغرل احراری
شمارهٔ ۱۵۱ - سید سلام
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
سرم به زیر قدوم تو گر غبار شودز یمن مقدم تو خوان من مزار شود
۲
یکی گذر به سر تربتم که بعد از مرگز خاک من به رهت نرگس انتظار شود
۳
دمی به سوی چمن بگذر و تماشا کنکه صحن باغ پر از غل غل هزار شود
۴
سمن که زلف تو را دید سر فرود آردگل از طراوت رخساره تو خوار شود
صفحهٔ ۱ از ۲