خلوتی با طغرل احراری
شمارهٔ ۱۷۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شب که با یاد رخت داشت دلم سوز و گدازبرق آهم به تکاپوی تو شد در تک و تاز
۲
هوشم از سر به خیال سر زلف تو برفتهمچو موسی طرف طور دوان از پی راز
۳
صانع روز ازل را تو چه خوش مصنوعیکه به عکس تو بود آیینه را روی نیاز!
۴
لعبتان را روش پرده افسون یک موستکرده زیر و بم عشق تو مرا لعبت باز
صفحهٔ ۱ از ۲