شعر را زندگی کن
خلوتی با طغرل احراری

شمارهٔ ۱۸۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
از تبسم لعل او چون غنچه خندان است و بسبر جراحت‌های قلبم یک نمکدان است و بس
۲
گر نباشد مدعا عرض نیاز خویشتناز عرق بر روی ساحل موج طوفان است و بس
۳
تحفه دیگر ندارم درخور عرض ادبپیشکش در پیش تیغش جوهر جان است و بس
۴
صد کتاب حکمت درس جنون را خوانده‌ایمیک جهان دیوان ولی یک بیت ویران است و بس
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth