شعر را زندگی کن
خلوتی با عطار

حکایت دیوانه‌ای که در کوهسار با پلنگان انس کرده بود

عذر آوردن مرغان

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بود مجنونی عجب در کوه ساربا پلنگان روز و شب کرده قرار
۲
گاه گاهش حالتی پیدا شدیگم شدی در خود کسی کانجا شدی
۳
بیست روز آن حالتش برداشتیحالت او حال دیگر داشتی
۴
بیست روز از صبح دم تا وقت شامرقص می‌کردی و برگفتی مدام
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth