خلوتی با عطار
حکایت دیوانهای که در کوهسار با پلنگان انس کرده بود
عذر آوردن مرغان
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بود مجنونی عجب در کوه ساربا پلنگان روز و شب کرده قرار
۲
گاه گاهش حالتی پیدا شدیگم شدی در خود کسی کانجا شدی
۳
بیست روز آن حالتش برداشتیحالت او حال دیگر داشتی
۴
بیست روز از صبح دم تا وقت شامرقص میکردی و برگفتی مدام
صفحهٔ ۱ از ۲