شعر را زندگی کن
خلوتی با طغرل احراری

شمارهٔ ۱۸۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گر نه‌ای صندل برو درد سر خمار باشمهره نتوانی شدن باری تو زهر مار باش!
۲
یا بم ساز خرد یا پرده زیر جنونیا ز مستی بی‌خبر یا از ادب هشیار باش!
۳
قدر هر جنسی است اندر چارسوی اعتباریا متاع کاسدی یا گرمی بازار باش!
۴
برزند هر جا محبت فرش شادروان غمگر طناب خیمه نتوانی شدن مسمار باش!
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth