شعر را زندگی کن
خلوتی با طغرل احراری

شمارهٔ ۱۹۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ز خود چندان فراموشم که نآیم هیچ در یادشاگرچه همچو بلبل روز و شب باشم به فریادش
۲
درین گلشن ندانم آتش شوق کی بالا شدکه قمری شد چو خاکستر به یاد سرو آزادش!
۳
بود تعظیم یکرنگی به هم الفت پرستان راسر مشاطه می‌باشد به پای نخل شمشادش
۴
به یاد صورت چشمش شدم چون سرمه از حیرتمگر شد موی چینی خامه انگشت بهزادش؟!
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth