شعر را زندگی کن
خلوتی با طغرل احراری

شمارهٔ ۱۹۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
اگر بر قاصد نظاره بخشد رخصت بارشبساط خرمن هستی بسوزد برق دیدارش
۲
مرا شد سایه شمشاد از بال هما بهترکه باشد بخت من وابسته زلف نگونسارش
۳
شب هجرش ندارد صبح از سامان استغناخلاصی نیست جز مردن همین باشد اگر کارش!
۴
اگر سعی طلب زین حلقه باشد دستبند اونباشد مرکز تسلیم غیر از گردن یارش!
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth