خلوتی با طغرل احراری
شمارهٔ ۱۹۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هر کرا گر دلبرش باشد نباشد دل برشدل برش باشد فدا آنجا که باشد دلبرش
۲
ماه من هرسو نشیند آفتاب آنجا بودچتر خورشید است گویا سایهبانی بر سرش
۳
آنکه نوشد درد دودش را نمینوشد دگرگر بود آب زلال از جویبار کوثرش
۴
به نگردد فال اقبال وی از برج شرفهرکه را روز ازل مخصوص باشد اخترش
صفحهٔ ۱ از ۳