شعر را زندگی کن
خلوتی با طغرل احراری

شمارهٔ ۲۰۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دمد صبح امید من اگر از شام هجرانشنگه خورشید خرمن می‌کند از روی تابانش
۲
چسان آیم به عرض جوهر فرد دهان اوکه حکمت‌ها بود پوشیده در تفریق امکانش!
۳
اگرچه چشم من روشن شد از خاک رهش لیکندماغ شانه تاریک است از زلف پریشانش
۴
خمار چشم او زاهد به خواب ناز اگر بیندبه یک نظاره می‌سازد گرو از نقد ایمانش
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth