شعر را زندگی کن
خلوتی با طغرل احراری

شمارهٔ ۲۰۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بس که شب تا روز از غم گریه‌ها دارد چراغاز زبان شعله عرض مدعا دارد چراغ
۲
حیرتی دارم که دائم نانش اندر روغن استناله و فریاد هر ساعت چرا دارد چراغ؟!
۳
بهر دفع لشکر ظلمت کنون شب تا سحراز پر پروانه از آتش لوا دارد چراغ
۴
در محیط آتش غم کشتی امید اوکی به جز پروانه فکر ناخدا دارد چراغ؟!
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth