خلوتی با طغرل احراری
شمارهٔ ۲۱۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
از کمال روشنی در دیده شد جای چراغکس نباشد در جهان امروز همتای چراغ!
۲
راه تاریک است و تو مغرور شمع دل مشوروشنی هرگز نمیبینی تو در پای چراغ
۳
مقصد از سوز و گداز و گریه و آه شبشغیر جانبازی نمیباشد تمنای چراغ
۴
در شبستان جنون اندر سلوک عاشقیبال صد پروانه میچینی ز گلهای چراغ
صفحهٔ ۱ از ۲