خلوتی با طغرل احراری
شمارهٔ ۲۱۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای به خوبی در میان خوبرویان معترفجبهه گل راست از شرم رخت داغ کلف!
۲
گرچه در بند جنونم لیک هرسو میکشددامن زلفش گریبان مرا از هر طرف
۳
خاک گردیدم به راهش بر امید انتظارگر رسد پایش به فرقم بس بود اینم شرف!
۴
پای نه در وادی غم دامن از عالم بکشتا به کی پیچی سر خود در گریبان چون کشف؟!
صفحهٔ ۱ از ۳