شعر را زندگی کن
خلوتی با عطار

حکایت عاشقی که عیب چشم یار را پس از نقصان عشق دید

عذر آوردن مرغان

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بود مردی شیردل خصم افکنیگشت عاشق پنج سال او بر زنی
۲
داشت بر چشم آن زن همچون نگاریک سر ناخن سپیدی آشکار
۳
زان سپیدی مرد بودش بی‌خبرگرچه بسیاری برافکندی نظر
۴
مرد عاشق چون بود در عشق زارکی خبر یابد ز عیب چشم یار
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth