خلوتی با طغرل احراری
شمارهٔ ۲۲۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بس که آوردست نخل قامت دلدار گلسرو را هرگز شنیدی کآورد در بار گل؟!
۲
صافدل را آرزوی سیر گلشن کی بود؟!بر رخ آیینه از جوهر بود بسیار گل!
۳
عاشقان را نیست از سنگ ملامت چارهایهیچ در باغ جهان دیدی بود بیخار گل؟!
۴
در تلاش جستجوی باغبان هر سو مروهمچو او دیگر نمییابی درین گلزار گل!
صفحهٔ ۱ از ۳