خلوتی با طغرل احراری
شمارهٔ ۲۲۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای ز صبح عارضت شرمنده در گلزار گلپیش رخسارت بود امروز جای خار گل
۲
سوی گلشن ای بهار ناز بیپروا خرامکز نهگاهت میکند از هر در و دیوار گل
۳
در گلستانی که یاد شعله دیدار توستبشکفد هر لحظه از فریاد موسیقار گل
۴
کس نمیبیند کنون در چارسوی اعتبارجز حدیث آن گل روی تو در بازار گل
صفحهٔ ۱ از ۳