خلوتی با طغرل احراری
شمارهٔ ۲۲۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
در محفل رقیبان رویت شکفته گل گلبا ما رسید نوبت کار تو شد تغافل
۲
اندر محیط عشقت عمریست ناخدایمافکنده خویشتن را در کشتی توکل
۳
مژگان کشیده صف صف چشمان سحر سازتقصد کدام داری با این همه تجمل؟!
۴
شور طرب فزاید از خنده دهانتوصف تو را نماید مینا به بانگ قل قل
صفحهٔ ۱ از ۲