شعر را زندگی کن
خلوتی با طغرل احراری

شمارهٔ ۲۲۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تا به منشور سخن سرمشق طغرا گشته‌امیک جهان مضمون یک عالم معما گشته‌ام
۲
چشم بد دور از برم امروز همچون آفتاباز صفای دل در آغوش مسیحا گشته‌ام
۳
بس که در بحر معانی غوطه خوردم چون گهرمشتمل با چند معنی همچو علیا گشته‌ام
۴
تا کشادم عقده‌های نسخه درس ادبسر خط جمعیت عقد ثریا گشته‌ام
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth