خلوتی با طغرل احراری
شمارهٔ ۲۴۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ندانم از چه استاد ازل کردست تخمیرمکه شد شهپر پرواز عنقا کلک تصویرم!
۲
شبی چون زلف رفتم در خیال محبس رویشهمین افسانه دورست خواب صبح تعبیرم
۳
چه میپرسی به مجنون نسبت رسوایی ما راتوان رمز جنون فهمید از ساز بم و زیرم!
۴
به رنگ بیخودی چون ناله میخواهم روم سویشخیال حلقه آن زلف شبرنگست زنجیرم
صفحهٔ ۱ از ۲