خلوتی با طغرل احراری
شمارهٔ ۲۴۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بساط هستی خود را به راهت خاک میسازماگر باشد زمین ناساز با افلاک میسازم!
۲
لبم از آتش شوق محبت خشک شد لیکنز اشک خونفشان مژگان خود نمناک میسازم
۳
لباسی در بر من نیست اکنون غیر رسواییگریبان تا به دامان قیامت چاک میسازم
۴
ازآن روزی که دورم از دم صبح وصال اوچو شمع شام هجر آه از دل غمناک میسازم
صفحهٔ ۱ از ۳