خلوتی با طغرل احراری
شمارهٔ ۲۷۵ - تاجیجان
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تاب رخت ندارد خورشید طاق گردونبشکسته قدر یاقوت از این دو لعل میگون
۲
امروز چون تو شاهی نبود به ملک خوبییکسر سپاه غمزه همراه چشم مفتون
۳
جاری شود ز چشمم گریم اگر ز هجرتمردم به آب ماند نهری شود چو جیحون
۴
یارب ز ظلم کوشی دائم چرا خموشیرخ را همیشه پوشی از عاشقان محزون؟!
صفحهٔ ۱ از ۲