خلوتی با طغرل احراری
شمارهٔ ۲۷۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
قدر مسیحا برد لعل سخندان اوعقد ثریا درد گوی گریبان او
۲
روضه فردوس را نسبت کویش مده!گلشن جنت کجا طرف گلستان او؟!
۳
شحنه هجران او آن قدرم دور کردمینرسد گرد من هیچ به دامان او!
۴
میبرد از همدمان در گرو او گوی غمهرکه اگر دل نهد در خم چوگان او
صفحهٔ ۱ از ۲