شعر را زندگی کن
خلوتی با طغرل احراری

شمارهٔ ۲۸۱ - سیدجان

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
سرو و صنوبر شد خجل از قامت زیبای اوآشفته سنبل با سمن از زلف عنبرسای او
۲
یک سو دریده پیرهن گل از گل رویش نگرخون بسته در دل غنچه را دیگر طرف سودای او
۳
در دل هوای عشق او داغست چون من لاله همتیری کجا ننشسته است از نرگس شهلای او؟!
۴
چون از خرامان رفتنش شمشاد حسرت آوردوه این چه قد و قامت است جانست سر تا پای او؟!
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth