شعر را زندگی کن
خلوتی با طغرل احراری

شمارهٔ ۴

مخمسات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
حلقه زنار شد تا زلف عنبرسای توخون مردم ریخت یکسر نرگس شهلای تو
۲
سرو و طوبی شد خجل از آن قد بالای توای که یوسف را به بازار آورد سودای تو
۳
معجز عیسی نماید لعل جان‌افزای تو!
۴
بس که بودم در غمت آشفته همچون یاسمناز فراقت شعله بر دوشم چو شمع انجمن
صفحهٔ ۱ از ۶
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth