شعر را زندگی کن
خلوتی با امیرعلیشیر نوایی

شمارهٔ ۱۸۸ - تتبع میر

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
از شهد نگویم لب آن سیمبر آلوداز شیره جانست که گلبرگ تر آلود
۲
از خون دلم بود رخ آلوده مژگانچون خواستم از اشک بشویم بتر آلود
۳
از هجر لبت خون که همی رفت ز چشممزان زخم همی آیدم این دم جگر آلود
۴
شب سجده کنان بوده ام اندر سر کویشبینند سحر سربسر آن خاک زر آلود
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth