شعر را زندگی کن
خلوتی با عطار

حکایت مردی که پسر جوانش به چاه افتاد

بیان وادی استغنا

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
در ده ما بود برنایی چو ماهاوفتاد آن ماه یوسف‌وش به چاه
۲
در زبر افتاد خاک او را بسیعاقبت ز آنجا بر آوردش کسی
۳
خاک بر وی گشته بود و روزگاربا دو دم آورده بودش کار و بار
۴
آن نکو سیرت محمد نام بودتا بدان عالم ازو یک گام بود
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth