→ منطقالطیرعطار
عطار
بیان وادی استغنا
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
بیان وادی استغنابعد ازین وادی استغنا بود←حکایت مردی که پسر جوانش به چاه افتاددر ده ما بود برنایی چو ماه←گفتار یوسف همدان دربارهٔ عالم وجودیوسف همدان که چشم راه داشت←حکایت مردی که صورت افلاک بر تختهٔ خاک میکشیددیده باشی کان حکیم بیخرد←گفتار پیری مستغنیگفت مردی مرد را از اهل راز←حکایت مگسی که به کندو رفت و دست و پایش در عسل ماندآن مگس میشد ز بهر توشهای←حکایت شیخی خرقهپوش که عاشق دختر سگبان شدبود شیخی خرقه پوش و نامدار←حکایت مریدی که از شیخ خواست تا نکتهای بگویدآن مریدی شیخ را گفت از حضور←