شعر را زندگی کن
خلوتی با عطار

گفتار یوسف همدان دربارهٔ عالم وجود

بیان وادی استغنا

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
یوسف همدان که چشم راه داشتسینهٔ پاک و دل آگاه داشت
۲
گفت بر شو عمرها بالای عرشپس فرو شو پیش از آن در تحت فرش
۳
هرچ بود و هست و خواهد بود نیزچه بدو چه نیک، یک یک ذره چیز
۴
قطره است این جمله از دریای بودبود فرزند نبود آمد چه سود
صفحهٔ ۱ از ۶
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth