خلوتی با عطار
حکایت مریدی که از شیخ خواست تا نکتهای بگوید
بیان وادی استغنا
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آن مریدی شیخ را گفت از حضورنکتهای برگوی شیخش گفت دور
۲
گر شما روها بشویید این زمانآنگهی من نکته آرم در میان
۳
در نجاست مشک بویی، زان چه سودپیش مستان نکته گویی، زان چه سود
صفحهٔ ۱ از ۱