شعر را زندگی کن
خلوتی با عطار

حکایت شیخی خرقه‌پوش که عاشق دختر سگبان شد

بیان وادی استغنا

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بود شیخی خرقه پوش و نامداربرد از وی دختر سگبان قرار
۲
شد چنان در عشق آن دلبر زبونکز دلش می‌زد چو دریا موج خون
۳
بر امید آنک بیند روی اوشب بخفتی با سگان در کوی او
۴
مادر دختر از آن آگاه شدگفت شیخا چون دلت گم‌راه شد
صفحهٔ ۱ از ۵
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth