شعر را زندگی کن
خلوتی با مجد همگر

شمارهٔ ۱۰

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چو عکس روی تو پرتو بر آسمان انداختزمانه را به دو خورشید در گمان انداخت
۲
جهان ز زحمت تاریکی شب ایمن شدچو آفتاب رخت سایه بر جهان انداخت
۳
فزود رونق بستان عارضت کامسالبنفشه سایه بر اطراف ارغوان انداخت
۴
چگونه یابم با داغ فرقت تو قرارکه سوز آن شررم در میان جان انداخت
صفحهٔ ۱ از ۱۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth