خلوتی با مجد همگر
شمارهٔ ۱۱
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تو را چو در همه عالم به حسن یکتانیستازان به حال منت هیچگونه پروا نیست
۲
تو را به ماه درخشنده نسبتی نکنمکه ماه را رخ گلگون و چشم شهلا نیست
۳
غریب نیست که روی تورشک خورشید استعجب تر آنکه دهانت چو ذره پیدا نیست
۴
ز بس کز آتش عشقت همی پزم سودابه رنگ آب دو چشمم شراب حمرا نیست
صفحهٔ ۱ از ۹