شعر را زندگی کن
خلوتی با مجد همگر

شمارهٔ ۴۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
مراد من ز وصال تو برنمی‌آیدبلای عشق تو بر من به سر نمی‌آید
۲
شب جوانی من در امید تو بگذشتهنوز صبح وصال تو برنمی‌آید
۳
درخت وصل تو در باغ عمر بنشاندمبرفت عمر و هنوز آن به بر نمی‌آید
۴
در آرزوی تو بر من دمی نمی‌گذردکه بر دلم ز تو جوری دگر نمی‌آید
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth