خلوتی با مشتاق اصفهانی
شمارهٔ ۱۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تا کی به ما نشینی بیگانهوار یاراآخر تفقدی کن یاران آشنا را
۲
جانم فدای آن دم کز بعد انتظاریباز آید آشنایی بنوازد آشنا را
۳
دستم تو گیر یارب کز رنج خار وادیمحملنشین چه داند حال برهنهپا را
۴
نبود ترا حذر چند از آه دردمنداناندیشه کن که باشد گهگه اثر دعا را
صفحهٔ ۱ از ۳