شعر را زندگی کن
خلوتی با مشتاق اصفهانی

شمارهٔ ۱۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
کاش بیرون فتد از سینه دل زار مراکشت نالیدن این مرغ گرفتار مرا
۲
بی‌بقا شادی وصل تو و دانم که ز پیآرد این خنده کم گریه بسیار مرا
۳
چه شد ار داد به‌صدرنگ گل آن گلبن نازکه ازو نیست بجز دامن پرخار مرا
۴
منم از رونق جنس هنر آفت زده‌ایکه زد آتش بدکان گرمی بازار مرا
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth