شعر را زندگی کن
خلوتی با مشتاق اصفهانی

شمارهٔ ۴۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
با غیر چو میکشی می نابخون شد جگرم زرشگ دریاب
۲
هیهات رهش فتد بمنزلشد قافله و پیاده در خواب
۳
در بادیه تشنه لب چه سازدگر جان ندهد ز حسرت آب
۴
رفتیم و کسی ز ما نپرسیداین بود وفای عهد احباب
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth