شعر را زندگی کن
خلوتی با مشتاق اصفهانی

شمارهٔ ۵۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
اشکم بود آن گل که گلابش همه خونستچشمم بود آن چشمه که آبش همه خونست
۲
آن چشمه بود عشق که آبش همه خونستجامیست محبت که شرابش همه خونست
۳
با غیر تو ساغر کشی و من کشم از رشکآن جام لبالب که شرابش همه خونست
۴
روید چه گل از گلشن عشق تو که این باغباغیست که باران سحابش همه خونست
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth