خلوتی با مشتاق اصفهانی
شمارهٔ ۵۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آنکه با من همنشین در عشق جانان من استکیست غیر از دل که آنهم دشمن جان من است
۲
نیست با کم از سیه بختی که داغ عشق اوروز و شب مهر منیر و ماه تابان من است
۳
گشته روزم تیره زان زلف و گواه دعویمخاطر آشفته و حال پریشان من است
۴
بندی عشقم چه میخوانی ز زندانم به باغکنج زندان باغ و طرف باغ زندان من است
صفحهٔ ۱ از ۲