شعر را زندگی کن
خلوتی با مشتاق اصفهانی

شمارهٔ ۷۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
منم که داغ عزیزان هر دیارم سوختفلک زآتش دوری هزار بارم سوخت
۲
ز دوریت منم آن ره‌طلب به کوی فناکه داغ حسرت شمع سر مزارم سوخت
۳
چو من در آتش آوارگی نسوزد کسبه سنگ حسرت آسایش شرارم سوخت
۴
مرا چه شکوه ز برق آن گیاه تشنه لبمکه داغ حسرت باران نوبهارم سوخت
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth