شعر را زندگی کن
خلوتی با مشتاق اصفهانی

شمارهٔ ۱۰۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
پایی به پای دشت‌نوردم نمی‌رسدگردی به گرد بادیه‌گردم نمی‌رسد
۲
حال مرا شنید و نپردازدم به حالدردم به او رسید و به دردم نمی‌رسد
۳
داند مریض خویشم و آسوده خوانَدَممن در گمان اینکه به دردم نمی‌رسد
۴
باد خزان گلشن خویشم جدا ز توآفت به باغی از دم سردم نمی‌رسد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth