خلوتی با مشتاق اصفهانی
شمارهٔ ۱۰۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ز خیلی کجا چون تو شاهی برآیدز بامی کجا چون تو ماهی برآید
۲
بود سرکش از کاکلی دود آهمکه گاهی ز زیر کلاهی برآید
۳
جز این کافتد از عاجزی در کمندیز صیدی چه در صیدگاهی برآید
۴
ز تو کامران غیر و ما و نگاهیکه از کنج چشم تو گاهی برآید
صفحهٔ ۱ از ۴